amvaje shenha

I can't imagine my life without you. But I can live because I was living before you came along.. I just need the hope of finding someone.

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

 

 


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


دیگه از آدما خسته ام دیگه نای شکستن نیست
گلایه کار بیهودست کسی هم غصه با من نیست 
به هر کس اعتمادم را سپردم دشمنی دیدم 
که حتی از تن و سایه ام مثل بیگانه ترسیدم

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


عکس آن لبهای میگون درشراب افتاده است
حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

زغال خوب هزار برابر بهتر از یک دوست خوب است !

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


بزرگترین ترسم این است که در اوج تنــــهایی بمیرم !
و هیچ کس از مرگم با خبر نشود !

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


از بوســــه های قلابـــی تلفنــــی خستـــه شــــدم
از بغــــل هـــای محــــکم اس ام اســی
از عشـــــق بازی هـــای داغ چـــت
از همــــــه خستـــــه ام
تـــــو کنـــارم باش
هــــوای تنـــت کافیســــت
.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


تمام سپاس من 
از کسی است که به من نیاز ﻧﺪﺍﺷﺖ ؛
ﺍﻣﺎ .... ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻢ ﻧﮑﺮﺩ ... !


نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

 

اینجا هرچه شود ….. هر چه باشد ….هنوز ایران است

سلام کردن گاه رسمیتی می دهد که نمی شود از دل حرف زد .
...
بگذارید آخرین ردیف سینما نشسته باشم و خیره به نقش آرایی شما روی پرده هایی که روزگاری نه چندان دور پاره اش میکردید حرف بزنم .

ما نه گوسفندیم و نه خود را به خریت زده ایم.

تنها تفاوتمان اینست که بلندگو ها را به شما داده اند و تماشاچیگری را به ما پیش فروش کرده اند . شما می تازید و گرد و خاک می کنید …
 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

او خوب میدانست من هیچ کس را جز او ندارم !

به همین خاطر سرنوشت خود را در دست بزرگان قرار داد !
بزرگان هم سرنوشت او را در دست سنت !
سنت هم در دست جدایی !

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

، پسر ها هوس باز ،دنبال گودی کمر و سایز سینه !
اما شما دنبال دل و احساس ابدی ، نه ماشین و پول و چهره !
ما دنبال یک شب بیداری تا صبح روی تخت دو نفره ...!
شما سرشار از احساس ، بی یاد آن غریبه در شب های گذشته !
با ما راه می رفتند و تمام حواسشان به BMW دوستمان بود !
با ما می رقصیدند و فکرشان پیش رقص حرفه ای آن دیگری !!
آخر داستان هم ، دل نوشته های احساسی برای آنها ،
آدم های بد قصه همیشه و همیشه ، پسر ها ... !
ما همه خوب نیستیم ، قبول !
اما شما هم "همه" خوب نیستید !
شما فرشتگان بدون بال ، نماینده های روی زمین از بهشت نیستید !!
تعداد خوب هایتان ، به اندازه ی خوب های جنس مخالف، کم است !
من اگر قوس کمر خواستم ، تو ازم ارث پدر خواستی..........
----------------
با احترام به تمام فرشته های واقعی روی زمین که کمیابند اما نایاب نیستند
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

نظافت


خیلی کثیف بود
واسه همین
پاک فراموشش کردم
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

 
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

من درک می کنم
دوباره تنها شده ای
آنقدر تنها
که یاد من بیفتی!!

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٢۱ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

یادت باشد..
هیچ پروانه ای
قصه ی پرواز را فراموش نمی کند
حتی با بالهایی شکسته
نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٤ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

رفتی
درست زمانی که
دوست داشتنت را اعتراف کردم
و هنوز مانده ام چرا همه معشوقها
میروند
به راهی -
به امید کسی -
که شاید قرار نیست
اصلا باشد.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٤ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

این روزها همه از تو "تن" میخواهند..
کسی دل نمیخواهد
شریک جنسی خواهان زیاد دارد
شریک قلبی خریدار ندارد...
باور کن...
این روزها هوای رابطه ها تاریک است.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٤ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

صدایت از تمام دنیا برایم کافی بود، مرا ترک می کنی و به سراغ کسی می روی که میدانی تمام وجودت که سهل است، تمام مردان شهر هم برایش کافی نیست.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/٤ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

انسان باش !
چشم در چشمانی که گرفتار تواند بدوز
و بگو که دلت جای دیگری گرفتار چشم دیگریست...
انسان باش...
و انسان بمان.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()

به لجن زار بیا و صدایم کن
ھمچون آھوی ھرزه ای که
صدا میزند جفت ھرزه تر از خودش را
بیا تا ھمینجا تمام کنیم
داستان مزخرف عشق را
و آنچنان در تن ھای فاسد ھم بتنیم
که بوی متھوع شھوتمان
تف بیندازد بر آخرین شرم پنھان شده در زمین.

نوشته شده در ۱۳٩٠/٥/۳ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط AlIrEzA RoMeO نظرات ()


 Design By : Pichak